تبليغاتX
آنها

دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 14:30
 

 

یک صفحه "ورد" باز کرده ام - انگشت هایم به فاصله چند سانتی متر بالاتر از کیبورد روی هوا معلقند و بر و بر به مانیتور نگاه می کنم. فکر ها مغشوشند و اگر حساب و کتاب کنم طبعا به این نتیجه می رسم که باید بنشینم و مثل بچه آدم مطالب مجله را بنویسم - به دلایل مختلف ، اعم از حرفه ای و اقتصادی. اما این کار را نمی کنم . جز همین کلمه ها چیزی نمی نویسم :چیزی نمی نویسم و می گذارم اغتشاش فکر ها مرا با خودش ببرد ...

بعد التحریر:  در این دنیای بزرگ الان بیش از هر چیز یک کاناپه قدیمی می خواهم که کنار پنجره ای باشد و سکوت بعد از ظهر های تعطیل را و کتابی که چنان از روی زمین بکندت که دلگیری عصر تعطیلی و رنگ و رو رفتگی کاناپه و تلخی دنیای بزرگی را که در آنی پاک  از یاد ببری .

 

 

نوشته شده توسط میم | موضوع: یادداشت های پراکنده | لینک ثابت |